صبح ها شوهرعمه زودتر از همه بیدار می شود. مامان می گوید این طبیعت جنس نر است. خروس را نمی بینی؟! و در حالیکه هنوز سیرخواب نشده،با غیظ پتو را تا بالای سرش می کشد که شوهرعمه، چار شوید مویش را نبیند. بابا دیرتر از همه دستشویی را خالی می کند و زودتر از همه دور میز صبحانه جا میگیرد،مثل بچه ها. عمه جون قبل از گرفتن هر لقمه ای،با زخم روده اش مشورت می کند. سینی چای را که گذاشتم "تور اسب" گفت: دیشب خواب دیدم چند تا شیر و پلنگ به طرفم حمله ور شدند و من در حال فرار... مامان گفت: دخترها بودند! پسرجان، لذت دنیا زن و دندان بوَد/ بی زن و دندان جهان زندان بود. چرا وقتت را تلف می کنی بَمرده مار؟
غاز سرخ میشد . صدای جز جز روغن داغ و بوی ادویه و پیاز، زندگی آورده بود. میچکا توی اتاقش پشت در بسته ،بلند بلند "سام وان لایک یو" می خواند و اصرار داشت روی کلمه خاصی، گلوش مثل خواننده اصلی،صدای لولای روغن نخورده در بدهد.پیرها نشسته بودند توی هال و مصیبت کربلا می گفتند. بابا تا یک جایی گفت و بعد یکهو مثل بچه ها با دست صورتش را قایم کرد. مامان هم گریه کرد. .. دستم که خالی شد میوه گذاشتم براشان و یک سینی چای تازه دم و باقلوا. شوهرعمه گفت به به! آن مسملک را هم روشن کن ببینیم دنیا چه خبر است. اولین کانالی که باز شد لورل و هاردی نمایش می داد. همه گفتند همین خوبه. بعد آنقدر خندیدند که شوهرعمه چشمهاش اشک افتاد. بعد جدایی نادر از سیمین دیدند و بابا به این نتیجه رسید اگر مملکت صاحاب داشت باید می رفتند آن راننده دیوث که به زنک بیچاره زده یقه ش را می گرفتند. من به میچکا اخم کردم و میچکا با اخمی جدی تر زیر گوشم پرسید دیوث چیه؟... بعد مردها نشستند به صحبت کردن از قدیم و بابا سرود سربازخانه های قدیم را خواند. مامان و عمه جون کمی آنطرفتر از زایمان هایشان می گفتند. بعد مفاتیح خواستند. دعای مجیر خواندند. بعد گله کردند که چه وقت گران شدن دلار بود، همین که نوبت مکه رفتن اینها شد؟!... عمه جان چهل بار گفت:چیزی درست نکنی برارزا! ما که خورنده نیستیم. .. از غاز تنها گردن استخوانی اش ماند.
بعد شام، بعد چای و میوه و پوارو، برادرترین پسر مادرم آمد به اتاقم. کوک تارم را جلا داد. برایم قدری مثنوی افشاری زد. من نشستم جلوی آینه . همچنان که به دستهایم کرم می مالیدم،به شباهتمان فکر کردم. شباهت چشمهایمان، روزهایمان ،حسرت هایمان٬و به شتاب زخمه هایش که سم می کوبیدند مثل گله اسبان وحشی ،نمی رسیدم.