میچکا رو آورده به کافه گردی. کولی یک شب تصمیم میگیرد موش شهری باشد، بخاطر ه دو چشم. ه دو چشم و ه یک چشم و ه آخر چسبناک بسیار مهمند.بعدا بهش خواهیم پرداخت. لپتاپ خراب است. با گوشی می نویسم. خودم را میزنم به نوشتن. عصر با مامان کمی ما کنیزان علی گفتیم. بعد نوبت بابا شد. گفت میخواهد برود تهران. تقدیرنامه نخست وزیر هویدا را ببرد قوه قضاییه تا بهش کار بدهند. گفتم بابا توالت حیاط نری ها! پله ها جلبک بسته لیز میخوری.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۸ ساعت توسط میم
|
ميچكا در مازندران به معناي گنجشك است و ميچكاكِلي يعني لانه گنجشك