خانم باتن یک گلدان گل زنده برایم آورده شبیه گیاهان مناطق گرمسیر. همخانه می گوید از خانواده نخل است. به اندازه یک جزوه در مورد اصول نگهداری  نخل ها حرف زد و آخر سر شکم بزرگش را خاراند و گفت:دیگه چی میخوای بدونی؟... من فقط می خواهم بدانم چه حجم اشپل و کباب و باقلا میتواند در ظرف مدت کوتاهی آدم را به شکل دوک نخ ریسی در بیاورد. تقصیر خودم هم هست و تابستان. امسال شیشه شیشه مرباهای من درآورده درست کرده ام. وقتی مربا میپزم بیشتر دوستم دارد. در من مادرش را می بیند. لوس می شود. توی هال می خوابد. زیر تلویزیون روشن.چون فکر می کند مادرها روی بچه هاشان پتو می کشند.

***

خاله رفته بانک ، با آن پوست سفید و موی سفید و چشمهای سفید بلکه متمایل به سبز، رو به متصدی گفته:آمده ام دنبال آریامهر!... رییس شعبه دلش غنج رفته او را نشانده و پرسیده چند دوره یارانه تان را نگرفته اید حاج خانم؟ خاله ترش کرده ازمان می پرسد: من که به زبانم رج نمی افتد. آخر آریانه هم شد اسم؟!