چيپس سيبزميني در تابه كوچك سرخ ميشود. فردوسيپور لباس مربي برزيل را نقد ميكند. ناگهان داد ميزند:"كاكا"... توپ نزديك دروازه است، من داد ميزنم:"گل"... تهش صدايم ميافتد. ميدانم كه اصلا بهم نميآيد و من هيچوقت فوتبالي نبودهام و حالا هم فقط براي دل ميچكا تماشا ميكنم كه عاشق "كاكا"ي برزيلي شده است.
اينجا حالا اذان شده... صداي موذن اردبيلي ... نميتوانم بنويسم.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط میم
|
ميچكا در مازندران به معناي گنجشك است و ميچكاكِلي يعني لانه گنجشك