طرحی نو دراندازم
خدا كند كسي زنگ واحدمان را نزند. تلفن ساكت بماند. من بايد چيزهايي را بريزم بيرون. نه آنجور كه شبيه تهوع بشود. يا آن جور كه جاري بزرگم چشمش را خمار مي كند و مي گويد "تراوشات درون". بيشتر به شكافتن ژاكت هاي كاموايي چند سال كار كرده شبيه است. مي داني ژاكت هاي كاموايي نهايت دو سال گرم نگهميدارند. بعدش تور مي شوند. بايد بشكافي و نخ را گلوله .. گولّه؟ همين دومي ... كني و دوباره سر بياندازي و دو زير دو رو بروي تا يقه. نو مي شود. گرم مي كند. و تازه پر از خاطرات تازه مي شوند. ژاكتهاي دستباف يك عالم خاطره در هر رج دارند. مثلاخاطره يك عصر باراني كه زن همسايه بخاطر ال سي دي كه نمي داند مخفف چه عبارتيست با شوهرش دعوايش شده بود و به قهر آمده بوده خانه ت و همه ژاكتهاي چندين ساله نخ نما شده اي كه تا بحال براي شوهرك بافته بوده، با دندان پاره كرد و پرزهاي زرشكي لاي دندان هاي نيشش ماندند! ... ژاكتهاي دستباف موسيقي دارند. من ژاكتي براي دخترم بافته ام كه دائم ازش صداي ويلون آيزاك پرلمن در مي آيد وقتي سينما پارادايزو مي نوازد. اين يك راز است چون فقط من مي توانم بشنومش. حتي ژاكتي از نوزادي اش در صندوق فولادي مامان هست كه تا در صندوق باز مي شود صداي قلب جنين مي آيد!... ژاكت هاي دستباف گاهي، گاهي ابداع تصويري زنده از يك هم آغوشي گرم در تمام طول زمستان است، بسته به اينكه چه كسي براي چه كسي ... دارم چيزهايي را مي شكافم كه ژاكت نيستند. از جنس لحظه اند. جنس خاطره. اما ديگر گرم نمي كنند. بعضي دانه ها به مويي بندند. انگار يقه شان هم تنگ بافته شده و طرح اشكياش تو ذوق مي زند. دانه هاي اشك در رديف هاي منظم. ژاكت هاي كهنه من پرز مي دهند و هر پرزشان عين قزل آلاي فصل بهار، خوب راه گلو را بلدست. تار و پودشان چسبيده اند به هم. شكافته نمي شوند و اگر بيش از حد معمول بكشي، چه بسا رشته پاره شود و خون خاطره ات بريزد. مراقبم.
ميچكا در مازندران به معناي گنجشك است و ميچكاكِلي يعني لانه گنجشك